تبليغاتX
به نام تنهاترین تنها
 

 

هرگز دستي را نگير وقتي قصد شکستن قلبش رو داري هرگز نگو براي هميشه وقتي ميدوني جدا ميشي هرگز نگو ‏دوست داري اگر حقيقتا به آن اهميت نميدي درباره احساست سخن نگو اگر واقعا وجود ندارد هرگز به چشماني نگاه نکن ‏وقتي قصد دروغ گفتن داري هرگز سلامي نده وقتي ميدوني خداحافظي در پيشه به کسي نگو تنها اوست وقتي در فکرت ‏به ديگري فکر ميکني قلبي را قفل نکن وقتي کليدش رو نداري کسي رو که دوست داري به اين آسوني ها از دست ‏نده,شايد هيچوقت کسي رو به اون اندازه دوست نداشت .......

 

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه سی ام آبان 1385ساعت 0:30  توسط آمنه  | 

نگات قشنگه ولیکن یه کم عجیب و مبهمه
من از کجا شروع کنم دوست دارم یه عالمه
من و گذاشتی و بازم یه بار دیگه رفتی سفر
نمی دونم شاید سفر برای دردات مرهمه
تا وقتی اینجا بمونی یه حالت عجیبیه
 من چه جوری واست بگم بارون قشنگ و نم نمه
هوای رفتن که کنی واسه تو فرقی نداره
 اما به جون اون چشات مرگ گلای مریمه
آخرشم دق می کنم تا من و دوست داشته باشی
مردن که از عاشقیه یک دفه نیست که کم کمه
من نمی دونم تو چرا اینجور نگاهم می کنی
 زیر نگاه نافذت نگاه عاشقم خمه
 می پرسم از چشمای تو ممکنه اینجا بمونی ؟
می خندی و جواب می دی رفتن من مسلمه
برو به خاطر خودت اما به من قول بده
هرجای دنیا که بری دیگه نشو مال همه
رسمه که لحظه ی سفر یادگاری به هم می دن
قشنگ ترین هدیه ی تو تو قلب من یه مشت غمه
شاید این و بهم دادی که همیشه با من باشه
حق با تو ا تو راست می گی غمت همیشه پیشمه
دیدی گلا شب که میشه اشکاشونو رو می کنن
 یادت باشه چشم منم همیشه غرق شبنمه
تو می ری و اسم من و از رو دلت خط می زنی
اسم قشنگ تو ولی همیشه هرجا یادمه
 چشمای روشنت یه کم کاشکه هوای من رو داشت
 تنها توقعم فقط یه بار جواب ناممه
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و پنجم آبان 1385ساعت 0:37  توسط آمنه  | 

وقتي ميرفتي گل شمعدو ني هنو ز برگ داشت...وقتي ميرفتي درخت جلوي خونمون

هنوز سبز بود وقتي مي رفتي پنجره اتاقم رو به آسمون هنوز باز بود....وقتي ميرفتي پرنده ها هنوز توي آسمو ن پروا ز مي كردند......وقتي ميرفتي ماهي توي تنگ بلور هنوز جون داشت....

وقتي ميرفتي آسمون بغض غريبي رو تو دلش حبس كرد

وقتي مي رفتي كوچمو ن پر از رهگذر بود........

وقتي ميرفتي چشماي خسته ي من مثل هميشه به در بود....!!!!!

وقتي ميرفتي قلبم رفتنت رو با ور نمي كرد.....وقتي مي رفتي دستام سردي دستات و حس نكرد.....

وقتي كه رفتي اشك هم يه لحظه مرا رها نكرد..

وقتي مي رفتي همه ي وجودم از بي وفايي وجود پاكت ميسوخت..

وقتي مي رفتي سكوت مبهمي همه جا رو پوشوند...

وقتي كه رفتي ديگه پرنده ها هم از آسمون حيا تمو ن بريدند...!

وقتي تو رفتي گل شمعدوني تو گلدون خشكيد ...!

ماهي تو ي تنگ كه به نگاه معصومت عادت كرده بود  ..جونشو فداي اون دوتا چشم كرد....وقتي تو رفتي تازه قلبم مزه ي بي كسي و بي هم نفسي رو حس كرد

!!!!!!!!!!!!!!!....

حالا من موند م و يه گلدون خالي ...يه تنگ بدون ماهي ...يه پنجره بسته ...

يه بغض قديميو خسته....يه درخت خشكيده....كوچه ي بدون عابر

آسمون بي پرنده.....من و يه قلب شكسته.....من با دستاي خسته من موندم و تنهايي

با كوله باري از غمو رسوايي....كاشكي بيايي و دستاي سردمو توي دستات بگيري

ماهي مرده رو دوباره جون بدي...

شمعدوني خشكيده ي گلدونمو با دستاي گرمت توي گلدون محبت قلبت بكاري

كاشكي ميشد دوباره تو ميومدي....

 

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و دوم آبان 1385ساعت 4:53  توسط آمنه  | 

خيلي سخته چيزي رو كه تا ديشب بود يادگاري
صبح بلند شي و ببيني كه ديگه دوسش نداري
خيلي سخته كه نباشه هيچ جايي براي آشتي
بي وفا شه اون كسي كه جونتو واسش گذاشتي
خيلي سخته تو زمستون غم بشينه روي برفا
مي سوزونه گاهي قلب و زهر تلخ بعضي حرفا
خيلي سخته اون كسي كه اومد و كردت ديوونه
هوساش وقتي تموم شد بگه پيشت نمي مونه
خيلي سخته اون كه مي گفت واسه چشات مي ميره
بره و ديگه سراغي از تو ونگات نگيره
خيلي سخته كه عزيزي يه شب عازم سفر شه
تازه فرداي همون روز دوست عاشقش خبر شه
خيلي سخته بي بهونه ميوه هاي كال رو چيدن
بخدا كم غصه اي نيست چن روزي تو رو نديدن
خيلي سخته كه بدونه واسه چيزي نگراني
از خودت مي پرسي يعني مي شه اون بره زماني؟
خيلي سخته كه دل تو نكنه قصد تلافي
تا كه بين دو پرستو نباشه هيچ اختلافي
خيلي سخته اونكه ديروز تو واسش يه رويا بودي
از يادش رفته كه واسش تو تموم دنيا بودي

خيلي سخته يكي بهت بگه!!
ستاره شو بچينمت.بعدش بگه ديگه نيا ببينمت
+ نوشته شده در  جمعه نوزدهم آبان 1385ساعت 20:40  توسط آمنه  | 

سلام  به همه دوستان
از لطف همتون ممنونم ! از اين كه اومديد و به من سر زديد و نظر داديد!اصلا فكرش رو هم نمي كردم !!
تا چند هفته ديگه داداشم ميره خونه بخت!!هنوز نرفته دلم واسش تنگ شده!يه داداش گل داشتم اونم پريد....راست مي گن آدم تا وقتي يه نعمتي رو داره قدرش و نمي دونه؟؟ولي وقتي اون رو براي يه لحظه از دست مي ده تازه  مي فهمه كه.........بگذريم .حالا هر كي مياد عروسي يه ندا بده براش كارت بفرستم....ترجيحا با محمد خرداديان نسبتي داشته باشه....
اين جا يه فايل با مزه اي  هست حتما ببين ضرر نمي كني .ولي حجمش يه نمونه زياده....wait please 

 

  http://one.xthost.info/ebi60/sarvenaz.swf

+ نوشته شده در  دوشنبه پانزدهم آبان 1385ساعت 0:43  توسط آمنه  | 


غصهء تو براي من                   شادي من براي تو


دلت گرفت بگو خودم                گريه کنم به جاي تو


روزاي خوب براي تو               شباي بد براي من


نتهاي رنگي مال تو                  شعر غم انگيز مال من


بهار و عطرش مال تو                برگاي پاييز مال من

قصيه اول مال تو                     حرفاي اخر مال من

شوق سفر براي تو                  درد سفر براي من

رسيدناش براي تو                  فکر خطر براي من

لذت خنده مال تو                    بارون گريه مال  من

+ نوشته شده در  پنجشنبه یازدهم آبان 1385ساعت 5:38  توسط آمنه  | 

سوختم و آب شدم به پات

امروز وفردا نداره

خوشت مياد ببينی نه؟

کشتن تماشا نداره

قهر می کنی ناز می کنی

ناز می کشم آشتی کنی

قصه که نيست حقيقته

دروغ ودعوا نداره

ضرب المثل دروغه می گه

نه..... دل به دل راه نداره

عاشق وطردش می کنن

تو هيچ دلی جا نداره

دوره زمونه دوره حرفهای عاشقانه نيست

صحبت پول وشهرته صحبتی از ترانه نيست

يه روز منو خواسته بودی يه روز خيلی خوب دور

امروز چه راحت نمی خواهی!من بد شدم بهانه نيست

اگه بفهمن عاشقی همه بهت بد می کنن

نسبت ديونه می دن دست تو را رد می کنن

اگه بخواهی بجنگی با دستای شوم سرنوشت

به هر چه ادمک دارن راه تو را سد می کنن

بفهمه عاشق شدی هی با تو بازی می کنه

ديونه آزار اونم باز تو رو راضی می کنه؟

رفتی کجا در می زنی اون خوديه رات نمی ده

غريبه اون باشه مهمون نوازی می کنه

کافيه چيزی بدونه کار تو ديگه مردنه

ديگه وظيفت اسموشو با صدتا جون اوردنه

يه بازی يک طرفست که اخرش مشخصه

هميشه بازنده تويی سهم اونم که بردنه

اگه بگی دوسش داری اون تو رو يادش نمی ياد

فرقی نداره چقده چه کم بدونه چه زياد

بايد هنر پيشه باشی تا نقشتو خوب بازی کنی

يعنی که وانمود کنی يه جوری ازش بدت می ياد

عاشقی ديگه تو عصر ما هيچ جايی حرمت نداره

انگار کسی نمره خوب واسه شجاعت نداره

شايد يه جوری شده که هيچ ادمی تو عصر ما

برای انتخاب شدن اصلا لياقت نداره

رنگ گل دسته گلا فقط رز زرده همين

عاشق هر کس که بشی عاقبتش درده همين

هر کی گمشده داره تمام دلخوشيش اينه

اگه يه روز معجزه شه اگر که برگرده همين

زمونمون عوض شده دوره نفرينه وجنگ

زياد شديم زياد شده ادم بدرنگ و دورنگ

قلب کوچيک عاشقو با يه اشاره می شکنه

اون کسی که دوسش داره با تيرکمون با چوب وسنگ
+ نوشته شده در  سه شنبه نهم آبان 1385ساعت 0:22  توسط آمنه  | 

چند بار بهت گفته بودم بعد از تو هیچکس

اما حالا که رفته ای چه زود یار مهربانی پیدا کرده ام.

هر چقدر می گذرد صمیمی تر می شویم

تقصیر خودته

اون لحظه آخر وقت خداحافظی خودت دستامون رو توی دست هم گذاشتی

یار جدید اسمش تنهایی است  چند بار بهت گفته بودم بعد از تو هیچکس  اما حالا که رفته ای چه زود یار مهربانی پیدا کرده ام

هر چقدر می گذرد صمیمی تر می شویم

اون لحظه آخر وقت خداحافظی خودت دستامون رو توی دست هم گذاشتی

+ نوشته شده در  دوشنبه هشتم آبان 1385ساعت 2:10  توسط آمنه  | 

سلام به همه دوستان

از این که لطف می کنید و به این وبلاگ می یاید و نظر می دید خیلی ممنونم! این چند روزه بد جوری دلم گرفته(نمی دونم چرا؟؟شاید از نامردی ها؟؟!!)یه آهنگ از شکیلا داشتم که متاسفانه حجمش خیلی زیاد بود من هم این آهنگشو گذاشتم !امید وارم که خوشتون بیاد؟

راستی من لینک یه سری از بچه ها رو اینجا گذاشتم  اگه کسی دوست داره تبادل لینک کنه بگه .اگه در مورد طرح اون نظری دارید حتما بگید تا ترتیب اثر بدم! خوب من دیگه میرم بخوابم فردا ریاضی داریم!راستی نظر یادتون نره!

+ نوشته شده در  یکشنبه هفتم آبان 1385ساعت 2:43  توسط آمنه  | 

اين روزا کار آدما دلای پاک و بردنه
بعدش اونو گرفتن و به ديگری سپردنه

اين روزا کار آدما تو انتظار گذاشتنه
ساده ترين بهانشون از هم خبر نداشتنه

اين روزا ورد بچه ها بازی چرخ و فلکه
قلبای مثل دريامون پر از خراش و ترکه

اين روزا آدما ديگه تو قلب هم جا ندارن
مردم ديگه تو دلهاشون يه قطره دريا ندارن

اين روزا فرش کوچه ها تو حسرت يه عابره
هر جا يکی منتظره ورود يک مسافره

اين روزا قصه ها همش قصه دل سوزوندنه
خلاصه حرف همه پرزدن و نموندنه

اين روزا درد آدما فقط غم بی کسيه
زندگيشون حاصلی از حسرت و دلواپسيه

اين روزا دوستا هم ديگه با هم صداقت ندارن
يه وقتا توی زندگی همديگرو جا می ذارن

جنس دلای آدما اين روزا سخت و سنگيه
فقط توی نقاشيا دنيا قشنگ و رنگيه

اين روزا اشکمون فقط چاره بيقراريه
تنها پناه آدما عکسای يادگاری

 

+ نوشته شده در  سه شنبه دوم آبان 1385ساعت 3:48  توسط آمنه  |