تبليغاتX
به نام تنهاترین تنها -
خدايا!!!نمي دونم چرا يه موقع هايي با وجود تمام تلاشي كه آدم مي كنه !وقتي با تموم دل و جونت  مي ياي و واسه يكي .......بهتره ادامه ندم.......... راستش  رو اگه بخوايد امروز يه اتفاقي افتاد كه اصلا فكرش رو هم نمي كردم. فقط اين رو مي گم كه امروز از دانشگاه تا خونه راهم رو 10 برابر كردم كل شهر قدس رو دور زدم تا دير به خونه برم !مي خواستم خودم و خالي كنم.با وجود اينكه هوا سرد بود و همه داشتند يخ مي زدند اون چنان آتيشي وجودم رو گرفته بود  كه هيچي رو نمي فهميدم؟چند دفعه نزديك بود برم زير ماشين! اومدم اينجا با همه خداحافظي كنم ! در اين وبلاگم رو هم مي خوام تخته كنم .

 

بگو يا رب چه بد گفتم چه بد كردم كه نزدت خويشتن را ديو و دد كردم........
به حرفم گوش كن يا رب به دردم گوش كن يا رب
اگر بيهوده مي گويم مرا خاموش كن يا رب

+ نوشته شده در  پنجشنبه چهاردهم دی 1385ساعت 2:21  توسط آمنه  |